محمد حسن سمسار
243
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )
را بدقت ياداشت مىكرده است « 340 » . » در ميان مردان نامدارى كه به سيراف نسبت داده شدهاند ، جمعى را مىيابيم كه به « فالى سيرافى » مشهورند . چون : قاضى مجد الدين اسمعيل بن نيكروز بن الله بن الربيع السيرافى ( فالى ) و صفى الدين مسعود سيرافى ( فالى ) و قطب الدين محمد سيرافى ( فالى ) . بنام فال تا سده ششم هجرى در كتابهاى جغرافيائى برنمىخوريم . فال شامل شهر و ناحيهايست در شرق سيراف كه بفاصله دو روزه تا سيراف قرار داشت . اين ناحيه بعد به « گلهدار » مشهور شد . آقاى ژان اوبن در مقاله مفصلى كه در مجله ايران سال 1969 نوشته است ، درباره فال و سوابق تاريخى آن به بحث پرداخته و مىنويسد : پس از ويرانى سيراف فال جانشين اين بندر شده و حتى تعداد زيادى از مردم سيراف به اين شهر مهاجرت كردند . بايد يادآور شويم كه فال در كنار دريا قرار ندارد ، و منظور از جانشينى فال بجاى سيراف از نظر مركزيت ناحيهاى و سياسى است نه بازرگانى و دريانوردى . يكى از خانوادههاى فالى كه عنوان سيرافى به خود دادهاند ، و بحكومت هم در فال رسيدهاند خانواده مجد الدين اسمعيل است كه از او و دو نفر ديگر از افراد خانواده او نامبردهايم . مجد الدين اسمعيل فرزند صفى الدين مسعود سيرافى ( در گذشته بسال 666 ه . ) از علما و قضات نامور فارس بود . زندگى او از درآمد املاك وى در فال و نواحى سيراف تأمين ميشد ، و از وجوه اوقاف چيزى نميگرفت . نوشتهاند كه پنجاه سال با يك عبا و عمامه ساخت . « 341 » وى بسال 666 ه . درگذشت . در پايان سده پنجم هجرى كه سيراف فرو افتاد ساكنين آن بسه گروه تقسيم شدند . جمعى كه كار دريانوردى و بازرگانى داشتند بديگر بنادر سواحل
--> ( 340 ) - دريانوردى ايرانيان ج 1 ص 411 . ( 341 ) - شد الازار ابو القاسم جنيد شيرازى ص 420 .